تبليغاتX

سال 88 سال اصلاح الگوی مصرف گرامی باد

پرسش مهر 87 در آئینه اینترنت

در این جا، به طور خلاصه به بخشی از خدمات اجتماعی وخدمت‏رسانی به مردم، که درزندگی پربرکت امام امیرالمؤمنین علیه‏السلام مشاهده شده است، اشاره می‏شود 

انفاق، احسان و نیکوکاری

امام امیرالمؤمنین علیه‏السلام پیوسته از فقیران و یتیمان دست‏گیری می‏کردند. روح انفاق‏گری آن حضرت، چه در زمان محرومیت از خلافت و چه در دوران بازگشت به خلافت، لحظه‏ای آرام نگرفت. آن بزرگوار دفاع از مستمندان و کمک به بینوایان را به جایی رسانده بودند که به پرداخت حقوق بیچارگان از بیت‏المال قناعت نمی‏کردند، بلکه از مخارج شبانه‏روزی خود کم می‏گذاشتند و در راه خدا انفاق می‏کردند؛ حاصل دست‏رنج خود را به ستم‏دیدگان می‏دادندو...

ابن ابی‏الحدید درباره آن حضرت می‏نویسد: «علی روزها روزه می‏گرفت و خوراک خود را به دیگران می‏داد و با دست خویش نخلستان‏های بعضی از یهود را آب‏یاری می‏کرد. دست‏هایش در اثر آب‏کشی آبله می‏زد، اما درامد خود را به مستمندان می‏داد»

در شأن آن حضرت، همان بس که آیه ذیل درباره او نازل شد، آن هنگام که انگشتری خود را در نماز به سائل داد: «انّما ولیّکُمُ اللّهُ و رسولُه و الَّذینَ آمنوا الّذینَ یُقیمونَ الصَّلوةَ و یؤتونَ الزَّکوةَ و هُم راکعون» (مائده:55)؛ سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پیامبر او و آن‏ها که ایمان آورده‏اند و نماز به پا می‏دارند و در حال رکوع، زکات (صدقه) می‏پردازند.

در این‏باره ابوذر غفاری می‏گوید: «ای مردم، روزی از روزها با رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در مسجد نماز می‏خواندم، سائلی وارد شد و از مردم تقاضای کمک کرد، ولی هیچ‏کس چیزی به او نداد. او دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! تو شاهد باش که من در مسجد رسول تو تقاضای کمک کردم، ولی کسی جواب مساعد به من نداد. در همین حال، علی علیه‏السلام که در حال رکوع بود، با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد. سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون کرد. پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله که در حال نماز بود، این ماجرا را مشاهده کرد. هنگامی که از نماز فارغ شد، سر به سوی آسمان بلند کرد و چنین گفت: خداوندا! برادرم موسی از تو تقاضا کرد روح او را وسیع گردانی و کارها را بر او آسان سازی و گره از زبان او بگشایی تا مردم گفتارش را درک کنند؛ و نیز موسی درخواست کرد هارون را که برادرش بود وزیر یا یاورش قرار دهی و به وسیله او نیرویش را زیاد کنی و در کارهایش شریک سازی. خداوندا! من محمّد پیامبر و برگزیده توام، سینه مرا گشاده کن و کارها را بر من آسان‏ساز. از خاندانم علی را وزیر من گردان تا به وسیله او پُشتم قوی و محکم گردد.» ابوذر می‏گوید: «هنوز دعای پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پایان نیافته بود که جبرئیل نازل شد و به پیامبر گفت: بخوان! پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: چه بخوانم؟ گفت: بخوان: «انّما ولیُّکُم اللّهُ و رسولُهُ و الّذین آمنوا الّذینَ یقیمونَ الصّلوة و یؤتون الزکوةَ و هم راکعون»

2 -درخت‏کاری و کشاورزی

یکی از مشاغل امام علی علیه‏السلام در عصر رسالت و پس از آن، کشاورزی و درخت‏کاری بود که بسیاری از خدمات و انفاق‏های خود را از این طریق انجام می‏داد و املاک زیادی را وقف می‏کرد. امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «کانَ امیرالمؤمنین یضرِبُ بالمِرِّ و یستخرجُ الارضین»امیرالمؤمنین بیل می‏زد و نعمت‏های نهفته در دل زمین‏ها را استخراج می‏کرد.

مردی می‏گوید: «در خدمت امام علی علیه‏السلام یک وَسَق هسته خرما دیدیم. (هر وسق شصت صاع و هر صاع تقریبا سه کیلوگرم است. بنابراین، هر وسق قریب 180 کیلوگرم است.) گفتیم: منظور از گرداوری این همه هسته خرما چیست؟

آن حضرت فرمود: این‏ها یکصد هزار درخت خرماست، اگر خدا بخواهد. وی گوید: آن حضرت همه آن‏ها را کاشت و تمام هسته‏ها بدون استثنا روییدند و باغستانی از آن‏ها ترتیب داد و همه را وقف کرد.

3 -آزادی بردگان

آزادسازی بردگان از مستحباتی است که در اسلام بر آن تأکید و بدان سفارش فراوانی شده است. پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: «هرکس بنده مؤمنی آزاد کند، خداوند عزیز جبّار در برابر هر عضوی از آن بنده، عضوی از شخص آزادکننده را از آتش جهنم آزاد می‏سازد.».

امام امیرالمؤمنین علیه‏السلام در این موضوع از پیشگام‏ترین افراد بوده و از حاصل دست‏رنج خود ـ و نه از بیت‏المال ـ هزار بنده خرید و در راه خدا آزاد ساخت. امام صادق علیه‏السلام در این‏باره می‏فرماید: «انّه اعتَقَ الفَ مملوکٍ مِن کَدِّ یدِهِ»همانا علی علیه‏السلام هزار بنده از دست‏رنج خود آزاد ساخت.

4 -احداث قنات

در منطقه‏ای مانند عربستان، که دارای هوای گرم و سوزان و کم آب است، اهمیت ایجاد قنات و تأمین آب آشامیدنی و کشاورزی اهمیت بسیار دارد. سرزمین‏هایی که بدون جنگ و خون‏ریزی در اختیار مسلمانان قرار می‏گیرند، بخشی از انفال هستند که مربوط به مقام نبوّت می‏باشند. پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله باید از آن‏ها به نفع اسلام و مسلمانان استفاده کند. این زمین‏ها برای امور کشاورزی و حفر قنات به کار می‏روند.

امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله زمینی را در اختیار علی علیه‏السلام گذاشت. امام در آن‏جا چشمه‏ای استخراج کرد که آب از آن مانند گردن شتر، فوّاره می‏زد. امام علیه‏السلام نام آن‏جا را «ینبُع» گذاشت.

فوران آب مایه امید اهالی شد. یک نفر از اهالی مژده فوران آب را به امام علی علیه‏السلام داد. امام فرمود: «به وارثان مژده دهید که این آب وقف زائران خانه خدا و رهگذرانی است که از این‏جا عبور می‏کنند و کسی حق فروش آن را ندارد و نیز هیچ‏کس را در آن حق ارث و بخشش نیست و هرکس آن را بفروشد، یا به کسی ببخشد، لعنت خداوند و ملائکه و مردم، همه بر او باد»

این مکان هم‏اکنون به نام «بئر علی» در راه مدینه به مکّه، در منطقه «جعرانه» معروف است.

-5 -ساخت مساجد

امیرالمؤمنین علیه‏السلام مساجدی بنا کرد، که برخی از آن‏ها عبارتند از: مسجدی در کنار مسجد الفتح در مدینه؛ مسجدی در کنار قبر حضرت حمزه علیه‏السلام ، مسجدی در میقات، مسجدی در کوفه و مسجدی در بصره.

6 -موقوفات یا باقیات الصالحات

موقوفات و صورت وقف‏نامه‏های امیرالمؤمنین علیه‏السلام در کتاب‏های حدیث و تاریخ به تفصیل آمده‏اند.(21) در اهمیت این موقوفات کافی است بدانیم که طبق نقل مورّخان، درآمد سالیانه آن‏ها چهل هزار دینار بوده که همه آن‏ها به نفع بینوایان و نیازمندان مصرف می‏شد. با وجود این درآمد سرشار، گاهی امام علی علیه‏السلام مجبور می‏شدند برای هزینه زندگی خویش، شمشیر خود را بفروشند.

امام علیه‏السلام در محلّه «بنی زریق» واقع در مدینه، خانه‏ای بنا و آن را وقف خاله‏های خود کردند و در ضمن، شرط کردند اگر نسل آنان منقرض شود، این خانه در اختیار مسلمانان بی‏بضاعت قرار گیرد. ترجمه وقف‏نامه حضرت چنین است: «بسم‏اللّه الرحمن الرحیم. این خانه را علی بن‏ابی‏طالب در حالی که زنده و سالم است، وقف کرده. خانه‏ای که در محله بنی‏زریق واقع شده است، وقف باشد؛ فروخته نشود، بخشش نگردد، تا خداوندی که آسمان‏ها و زمین را به ارث می‏برد، آن را به ارث ببرد. [کنایه از وقف تا روز قیامت] در این خانه وقفی، خاله‏های علی و بازماندگان علی زندگی خواهند کرد. وقتی نسل آن‏ها منقرض شد، این خانه در اختیار مسلمانان بی‏بضاعت قرار می‏گیرد»

در عصر گذشته و عصر کنونی، مسأله «وقف» ارزش و اهمیت خود را از دست نداده است و از این رهگذر، می‏توان طبق مقتضیات روز، در پیشرفت تعلیم و تربیت مسلمانان و تأمین نیازمندی‏های مادی و معنوی و رفع بسیاری از گرفتاری‏ها و سختی‏ها از آن استفاده کرد. از آن‏رو که اصل مال وقفی، همیشه یا مدتی طولانی ثابت باقی می‏ماند، امیرالمؤمنین علیه‏السلام با وقف اموال خود، در راه تأمین نیازمندی‏های جامعه مسلمانان می‏کوشید.

امیرالمؤمنین علیه‏السلام پس از رحلت رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در عصر خلفا، که ایشان را از مقام رهبری کنار زدند، بیش‏تر به امور کشاورزی اشتغال داشتند. آن حضرت با زحمات و تلاش‏های خود، چندین باغ و چندین چشمه و مزرعه احداث و نوسازی کردند و از دست‏رنج خود هزار بنده خریدند و آزاد ساختند.

امام علی علیه‏السلام نگه‏داری و سرپرستی دو چشمه و باغ را به «ابونیزر»، فرزند نجاشی، شاه حبشه سپردند. نام یکی از آن‏ها «باغ ابونیزر» و نام دیگری «باغ بُغیبُغَه» بود.

ابونیزر می‏گوید: «من در باغ بودم، امام علی علیه‏السلام وارد باغ شد و فرمود: آیا غذا نزد تو هست؟ عرض کردم: با کدویی که از این باغ به دست آمده است و روغن، غذایی آماده ساخته‏ام. فرمود: آن غذا را بیاور، بخوریم. من برای آماده ساختن غذا برخاستم، آن حضرت نیز برخاست و کنار آب چشمه رفت و دست خود را شست. سپس متوجه شد که دستش به خوبی شسته نشده است. به کنار نهر آب بازگشت و با آب و ماسه تمیز، دست خود را کاملاً تمیز شست. سپس با دو کف دست از آب آن آشامید و به من فرمود: کف دست‏ها تمیزترین ظرف‏هاست.

سپس آن حضرت کلنگ را به دست گرفت و داخل چاه چشمه شد و به لایروبی قنات پرداخت. در حالی که عرق از پیشانی‏اش می‏ریخت، از چاه بیرون آمد و بار دیگر به داخل چاه رفت و همچنان به لایروبی چاه پرداخت. هنگام گلنگ زدن به زمین چاه، صدای همهمه آن حضرت به بیرون چاه می‏رسید. آن قنات را به گونه‏ای پاک‏سازی کرد که به اندازه گردن شتر آب آن زیاد شد. سپس با شتاب از چاه بیرون آمد و فرمود: خدا را گواه می‏گیرم که این چشمه و باغ را وقف کردم! آن‏گاه به من فرمود: دوات و کاغذ بیاور. من با شتاب رفتم و قلم و دوات و کاغذ تهیه کردم و به حضور آن حضرت آوردم. آن حضرت وقف نامه را چنین نوشت: بسم‏الله الرحمن الرحیم. این دو باغ را بنده خدا، علی امیرمؤمنان، وقف کرد. نام این دو باغ، "ابونیزر" و "بُغیبُغه" است، تا محصول آن وقف فقرای مردم مدینه و مسافران درمانده شود، تا با وقف این دو باغ، علی چهره‏اش را از گرمای آتش دوزخ و قیامت حفظ کند. این دو باغ فروخته نشوند و به کسی بخشیده نشوند تا خداوند، که خیرالوارثین است، آن را به ارث ببرد [یعنی تا قیامت وقف باشد]، مگر آن‏که حسن و حسین به این دو باغ نیازمند گردند. این دو باغ برای حسن و حسین، نه برای دیگران طلق و آزاد باشد».

نقل شده است: امام حسین علیه‏السلام مقروض شد. معاویه دویست هزار دینار برای امام حسین علیه‏السلام فرستاد که چشمه ابونیزر را به دویست هزار دینار بفروشد. امام حسین علیه‏السلام قبول نکردند و فرمودند: «پدرم این دو چشمه و باغ را وقف کرده است تا صورتش در قیامت از حرارت آتش دوزخ محفوظ بماند. بنابراین، آن را به هیچ قیمتی نمی‏فروشم».

7-وقف چاه در منطقه سَمُره

نیز از امام باقر علیه‏السلام نقل شده است که فرمود: «رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به همراه گروهی از سربازانش [از محل خود] خارج شدند. گروهی از دشمن در نزدیکی یَنبع با حضرت برخورد کردند ـ هوا به شدت گرم بود ـ تا این‏که به منطقه "سمره" رسیدند. پس از آن، جنگ در گرفت و پیروزی نصیب پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و سربازانش شد و زمین‏هایی به عنوان غنیمت به مسلمانان رسید. در تقسیم‏بندی زمین‏های غنیمتی از سوی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، مکان سَمُره نصیب علی علیه‏السلام شد....

امام امیرالمؤمنین علیه‏السلام به دو غلام خود دستور حفر چاه داد. چاه حفر شد و آب از آن فوران کرد.

پس حضرت آن را وقف کرد ...

 

پی‏نوشت‏ها

1ـ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 39، ص 84.

2ـ محمدعلی کریمی‏نیا، تربیت اجتماعی، ص 166.

3ـ تربیت اجتماعی، ص 165.

4ـ بحارالانوار، ج 93، ص 383.

5ـ محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 192.

6ـ «سُئِلَ رسولُ اللّهِ: من اَحبُّ الناسِ الی اللّه؟ قال صلی‏الله‏علیه‏و‏آله : اَنفَعُ الناس للنّاس.» (اصول‏کافی، باب«الاهتمام بامور المسلمین»، ح 7)

7ـ قال رسول‏الله صلی‏الله‏علیه‏و‏آله : «مِن افضَلِ الاعمالِ عنداللهِ ابراد الکباد الحارة، و اشباعُ الکباد الجائعة، والّذی نفسُ محمّدٍ بیدهِ، لا یؤمنُ بی عبدٌ یبیتُ شبعان و اخوه (او قال جاره) المسلم جائعٌ.» (شیخ عباس قمی، سفینة‏البحار، ج 1، ماده «جوع».

8ـ ابواب «احکام العشرة»: قال الصادق علیه‏السلام : «ثلاثُ من اتی بواحدةٍ منهنَّ اوجبَ اللّهُ له الجنة: الانفاقُ بالاقتارِ و البُشر بجمیع العالم، و الانصاف من نفسه.» (شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج 6، ص 107.)

9ـ قال الصادق علیه‏السلام : «... الخلقُ عیالی فَاَحَبَّهم الیَّ الطفهم بهم واسعاهم فی حوائجهم.» (اصول کافی، ج 2، باب «السعی فی حاجة المؤمن»، حدیث 10)

10ـ همان، ج 2، باب ادخال السّرور، حدیث 4.

11ـ مالک محمودی و ابراهیم بهادری، زیرنظر آیة‏الله جعفر سبحانی، تأمین اجتماعی در اسلام، تهران، مسجد الغدیر، 1365، ص 8 ـ 9.

12ـ وسائل الشیعه، ج11، ابواب «جهاد العدو»، باب 11، حدیث 19.

13ـ به نقل از مصطفی زمانی، اسلام و خدمات اجتماعی، پیام اسلام، 1348، ص 189.

14ـ ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج 4، ص 422.

15ـ بحارالانوار، ج 41، ص 37.

16ـ همان، ج 41، ص 34.

17و18ـ محمدبن یعقوب کلینی، روضه کافی، ج 2، ص 181.

19ـ وسائل الشیعه، ج 13، ص 303، باب 6 از ابواب «الوقوف و الصدقات»، حدیث 2.

20ـ سیدابراهیم‏حسینی‏سعیدی، علی آینه حق‏نما، ج 2، ص 191.

21ـ در مورد موقوفات و وقف‏نامه‏های امیرالمؤمنین علیه‏السلام ، ر.ک: وسائل‏الشیعه، ج 13، ص 293 ـ 323 / نهج‏البلاغه، نامه 24.

22ـ و قال فیه: «انّه علیه‏السلام وقف امواله و کانت غلّته اربعین الف دینارا و باع سیفه.» (بحارالانوار، ج 41، ص 43.)

23ـ وسائل‏الشیعه، ج 13، ص 304، باب 6 از ابواب «الوقوف و الصدقات»، حدیث 6.

24ـ محمد محمدی اشتهاردی، داستان دوستان، ج 4، ص 123، به نقل از معجم البلدان، ج 4، ص 76.

25ـ محمد محمدی ری‏شهری، میزان‏الحکمه، ج 10، ص 614.

26ـ نهج‏البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، خطبه 27، صفحات 27، 28 و 457.

27ـ همان، نامه 53.

28ـ محمدمجتهد شبستری، مکتب اسلام، سال 8، ش 5، ص 49.

29ـ نهج‏البلاغه، نامه 53.

30ـ نهج‏البلاغه، حکمت 422.

31و32ـ همان، نامه 47.

33ـ همان، نامه 45.

+ نوشته شده توسط علی ابراهیمی میمند در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 18:5 |
 معنای  خدمت  وخدمتگزاری:                                                                  

خدمت در معنای مواظبت، پرستاری، بهره، عملی برای دیگران انجام دادن

  و خادم به معنای خدمت گزار و خدمتگر ومستخدم و خدمت رسان ، در اصطلاح هرگونه کار خیر و سود رسانی و کمک کردن مالی و معنوی و فرهنگی به دیگران را شامل می‌شود؛  باید در انجام هرگونه کار خیر و کمک‌رسانی به دیگران   با     رقیبان خویش مسابقه گذاشت که فردا دیر است

 

خدمتگزاری , مفهوم وسیع و گسترده ای دارد.این واژه , تمام فعالیتهای مثبت و مفیدانسانها را در زمینه های :اجتماعی ,اقتصادی , سیاسی , فرهنگی و معنوی شامل شود.این نکته را یادآور می شویم که : [خدمتگزاری] غیراز[ انجام وظیفه] است
+ نوشته شده توسط علی ابراهیمی میمند در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 11:48 |

چگونه باید خدمت کرد؟

چه می شود روزی فرا برسد که در آن ما فقط به فکر خودمان نباشیم بلکه به فکر دیگران نیز باشیم .

هر کس به خدا ایمان داشته باشد و از او بترسد می داند که خدمت به خلق خدا چقدر ارزشمند است و کسی فقط به فکر خودش باشد و به دیگران اهمیت ندهد عذاب خواهد دید. امروز تنها یک یا چند نفر به تنهایی نمی توانند خدمت فراوانی به مردم ارائه دهند این امر نیازمند یاری تمام مسئولان و حتی مردم است تنها در این زمان است که جامعه به صورت یکنواخت در خواهد آمد و زندگی در چنین جامعه ای واقعاً عالی و زیبا خواهد  بود.

 جامعه ای که در آن زندگی برای همه ی افراد و اقشار جامعه به صورت ایده آل باشد جامعه ای است که خداوند وعده ی آن را داده است به شرطی که هر کس وظیفه ی تعیین شده اش را به صورت تمام و کمال انجام بدهد و جای هیچ گونه کم و کاستی درآن پیدا نشود این گونه است قوانین الهی ، قوانینی که ما بعضی مواقع آن ها را ساده می گیریم و به آنها عمل نمی کنیم ولی تک تک کلماتی که در قرآن آمده است برای نجات بشر و راهنمایی اوست.خداوند از انسان ها خواسته است که صمیمانه عاشق یکدیگر باشند .اگر شما عاشق چیزی باشید سعی میکنید که بهترین کارها را برای مراقبت و پرورش آن انجام دهید . انسان نیز چنین است .اگر ما عاشق یکدیگر باشیم همه چیز را برای یکدیگر می خواهیم و از درد و رنج یکدیگر ناراحت می شویم ، حال آنکه اکنون دیگر کمتر چنین انسانهای از خود گذشته ای پیدا می شوند.

در دنیای مدرن جدید فقط پول درآوردن مهم است و بس . چه لزومی دارد که ما به فکر دیگران باشیم؟ هر کس باید فکر خودش را بکند.

این حرفی است که بعضی ها می زنند . اما باید لحظه ای به خودمان بیاییم و ببینیم چه می کنیم، در این دنیایی که روزی برای همه ی ما نابود خواهد شد ، همه و همه ، فکر کردن به آن انسان را تکان می دهد . اگر به فکر دیگران نباشیم مطمئن باشید که خدا نیز به یاد ما نیست و ما را به خودمان وا میگذارد که این خود بدترین عذاب است.

+ نوشته شده توسط علی ابراهیمی میمند در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 10:56 |

 خدمت رسانى به مردم در آئينه كلام معصومين (ع )

 و قال (ع ) و قد سئل اى الناس احب اليكم قال : انفع الناس للناس ، قيل فاى الاعمال افضل قال : ادخالك السرور على المومن ، قيل و ما سرور المومن قال : اشباع جوعته و تنفيس كربته و قضا دينه و من مشى مع اخيه فى حاجه كان كصيام شهر واعتكاف و من مشى مع مظلوم يعينه ثبت الله قدميه يوم تزل الاقدام /1.

از حضرت على (ع ) پرسيده شد: چه كسى نزد شما محبوب تر است فرمودند: سودمندترين مردم براى ديگران . پرسيده شد: كدام يك از اعمال بهتر است فرمودند: خوشحال كردن مومن . پرسيده شد: خوشحال كردن مؤ من چگونه بايد باشد فرمودند: سيراب كردن او و رفع حاجتش و اداى قرض هايش ، هركس در جهت رفع حاجت برادر مؤ منش قدمى بردارد، گويا يك ماه روزه گرفته و معتكف بوده است و هركس در جهت يارى مظلومى قدم بردارد، خداوند قدمهايش را در روزى كه قدم ها لرزانند استوار مى گرداند.

چنان كه مشهور است آموزه هاى دينى از چهار راه ((كتاب ))، ((سنت ))، ((اجماع )) و ((عقل )) به ما مى رسد كه دو راه اول يعنى كتاب و سنت از بقيه مهم تر و مشهورترند.

معصومين هدى (ع ) با عنايت به اين مساءله و با در نظر گرفتن وظايف مهم ائمه ، همچون ولايت تشريعى و ولايت تكوينى و نيز هدايت به امر، در جاى جاى تاريخ زندگى خود، چونان خورشيدى فروزان به بيان وظايف شيعيان و پيروان خود پرداخته اند و آنان را به راه مستقيم رهنمون ساخته اند، و اصولا دين اسلام به عنوان دين خاتم و خاتم دين ها بايد اين چنين باشد كه تمامى زواياى زندگى بشرى را روشن كرده باشد و وظايف انسان خاكى را از نيازهاى زمان بعثت پيامبرگرامى اسلام ، محمد مصطفى (ص ) (عصر جاهلى ) تا نيازهاى بشر آخرالزمان ، همه و همه را مشخص نمايد/2. به گونه اى كه اين دين شريف با دقت تمام در زمينه هر دو بعد زندگى ، يعنى ((زندگى و وظايف فردى )) و ((وظايف اجتماعى )) نظرات خود را اعلام كرده است و همچون برخى اديان تحريف شده تنها به ذكر يك بعد از دو بعد مذكور نپرداخته است .

يكى از مسائلى كه دين مبين اسلام به آن بسيار حساسيت نشان داده است ، مساءله وظايف مردم در قبال يكديگر و رعايت حال هم ، و بلكه سبقت در خدمت به همديگر است .

اين مساءله آنچنان مورد توجه ائمه معصومين (ع ) بوده است كه خدمت به مردم را چون صدقه دانسته اند و روايات متعددى با عبارت ((بهترين شما كسى است كه ...)) در فضيلت خدمت به مردم با تعابير مختلف آمده است ، و حتى در لسان روايات كسى كه اهتمام به امور مسلمين نداشته باشد، ((نامسلمان )) ناميده شده است :

قال رسول الله (ص ): من اصبح لايهتم بامر المسلمين فليس من المسلمين و من شهد رجلا ينادى يا للمسلمين فلم يجب فليس من المسلمين /3

ويا در روايتى ديگر ثواب خوشحال كردن مسلمانان ، مساوى با خوشحال كردن پيامبر گرامى اسلام (ص ) و آن نيز مساوى با خوشحال كردن خداوند عزوجل شمرده شده است :

عن ابى عبدالله (ع ): من ادخل السرور على مؤ من فقد ادخله على رسول الله و من ادخل على رسول الله (ص ) فقد وصل ذلك الى الله عزوجل و كذلك من ادخل عليه كربا/4

و بدون ترديد كسى كه خداوند را خوشحال كرده باشد پاداشى جز بهشت ندارد چونان كه روايت زير، بهشت را براى خدمتكار مسلمانان تضمين مى كند:

عن اميرالمومنين (ع ): ما قضى مسلم لمسلم حاجه الا ناداه الله على ثوابك ولا ارضى لك بدون لجنه /5.

ائمه معصومين (ع ) علاوه بر اقوال متعدد در اين زمينه ، در جنبه هاى فعلى نيز، عملا اين مساءله را براى پيروانشان بيان كرده اند و مولاى متقيان ، على بن ابى طالب (ع ) علاوه بر اين كه خود با قبول مسئوليت سنگين خدمت به مردم ، شبانه روز مجرى سرسخت عدالت و خدمت بودند، واليان خود در سرتاسر حكومت علوى را نيز از افرادى مؤ من ، كاردان ، متقى و عاشق پيشگان خدمت انتخاب كرده بودند و همواره توصيه مى كردند كه در خدمت به افراد مستضعف بكوشيد و در اجراى عدالت احدى را بر ديگرى ترجيح ندهيد و زندگى آن حضرت و آثارى كه از حضرتش به جاى مانده است گواه اين مطلب است /6 در طول حكومت بارها شاهد حساسيت او به نحوه حكومت واليانش در اقصى نقاط حكومتش هستيم و به عنوان مثال با وجود شدت علاقه حضرت به محمدبن ابى بكر، ابتدا وى را به استاندارى مصر برگزيد ولى بعدها با درنظر گرفتن شرايط پيش آمده و اوضاع استراتژيك مصر، او را از حكومت مصر عزل كرد و مالك اشتر كه نمونه اعلاى تقوا و مديريت بود به استاندارى مصر برگزيد. آنگاه به امام (ع ) خبر رسيد كه محمد از اين واقعه آزرده خاطر گرديده است . لذا خطاب به وى چنين نگاشت :

((اما بعد، با خبر شدم كه از فرستادن اشتر براى تصدى كارى كه به عهده دارى ، دلتنگ شده اى . آن چه كردم ، به خاطر آن نيست كه تو را كندكار شمردم و يا انتظار كوشش بيشترى را داشتم . اگر آنچه را كه در فرمان توست از دستت گرفتم ، در عوض حكومت جايى را به تو دادم كه سر و سامان دادن آن برايت آسان تر است و حكمرانى آن بر تو خوشايندتر.))/7

تاريخ مشحون است از داستانهايى كه نشان مى دهد كه حضرت به اصل لياقت و كفايت سياسى و تدبير و تجربه و كارآمدى اشخاص به توجه با مقتضيات زمان و مكان و كارآمدى آنان جهت خدمت به مردم سخت معتقد است و هيچ چيزى نمى تواند او را از اين كار باز دارد، حتى اگر لازم شود محمدبن ابى بكر عزل شود كه سخت مورد علاقه حضرت بود.

با مطالعه تذكرات فراوانى كه حضرت به استانداران خود داده اند و از جمله عهد نامه مالك اشتر در نهج البلاغه به عمق اين مساءله پى مى بريم .

به عنوان مثال سفارشش به مالك اشتر را ذكر مى كنيم كه مى فرمايند:

ثم الله الله فى الطبقه السفلى من الذين لاحيله لهم من المساكين و المحتاجين /8

((شما را به خدا، شما را به خدا، حق مستضعفينى كه چاره اى ندارند خصوصا مستمندان و نيازمندان را در نظر بگيريد.))

اين روحيه از ائمه هدى به شيعيان مخلصشان نيز سرايت كرده است ، به گونه اى كه امام انقلاب ، خمينى راحل (قدس سره ) در طول مدت رهبرى خود (قبل و بعد از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى ) بارها و بارها كلمه مستضعفان را در سخنرانى هاى خود تكرار كردند و بر آن تاكيد داشتند و اصولا مردم در انديشه حكومتى امام خمينى نقش و جايگاهى ويژه دارند/9.

و شاگرد بزرگ امام ، شهيد دكتر بهشتى ، فرمودند ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت /10 رهبر فرزانه انقلاب ، حضرت آيه الله العظمى خامنه اى (دام ظله ) كه پروانه شمع وجود امام راحل (قدس سره ) بود و هماره بر گرد چراغ پرفروغش مى گرديد نيز با درس گرفتن از عرفان متعالى ، تقواى كم نظير و مديريت اعجاب برانگيز مولاى راحلش ‍ (قدس سره ) در مواردى بسيار فراوان با ذكر اهميت خدمت به مردم آن را از وظايف مسئولان و مديران كشور و نظام اسلامى دانسته اند و تاكيد زيادى بر اين مساءله دارند. به عنوان مثال ايشان در جمع نمايندگان مجلس خبرگان فرمودند:

مطرح شدن شعار اسلامى در جهان از جانب ايران كار بسيار عظيمى بود كه اگر مسئولان نظام اسلامى با عمل به وظايف خود و رعايت كامل ضوابط اسلامى ، كارآمدى نظام را نيز به اثبات برسانند، بيش از يك ميليارد مسلمان پشت سر آن قرار خواهند گرفت و اين نظام به الگويى كارآمد از مردم سالارى دينى در جهان تبديل خواهد شد.

...در نظام مردم سالارى دينى تمام امور از جمله انتخاب مسئولان نظام در رده هاى مختلف بر اساس ضوابط و معيارهاى مشخصى است كه ابتدا بايد آن شرايط براى مسئولان احراز و سپس افراد صالح در معرض انتخاب مردم قرار گيرند، همان گونه كه در نصب افراد نيز اين ضوابط بايد رعايت شود.

در نظام اسلامى ، مسئولان در قبال اخلاق و معنويت مردم ، تبعيض ، فقر و شكاف طبقاتى در جامعه ، حفظ استقلال كشور و رعايت آزادى مردم بر اساس معيارهاى اسلامى ، مسئول هستند... كارآمدى نظام اسلامى نتيجه عمل مسئولان به وظايف خود است و اگر مردم اين كارآيى را در مسئولان مشاهده كنند، اعتماد و اعتقادشان به آنان بيشتر خواهد شد. كار براى مردم تنها راه كسب محبوبيت مسئولان در بخشهاى مختلف است و مردم با اسلام و نظام اسلامى مشكلى ندارند، بلكه مشكل مردم با برخى از ضعف ها و نارسايى ها و عدم رعايت ضوابط در بعضى از بخشهاى مديريتى كشور است .

مردم ، نظام اسلامى را دوست دارند اما از مسئولان نيز توقعات درستى دارند كه از جمله آنها، برقرارى عدل ، رفاه ، برطرف كردن مشكلات ، كم كردن شكافهاى طبقاتى و برخوردار نشدن بى جهت برخى از افراد در ميدانهاى سياسى و اقتصادى است /11

رهبر فرزانه و والاتبار ما با تكيه بر همين موضع و به جهت اهميت امر، طبق سنت هر ساله در نام گذارى سالها، سال 1382 شمسى را سال ((نهضت خدمت رسانى به مردم )) ناميدند و از تمامى مسئولان خواستند تا با خدمت به مردم وظيفه دينى اجتماعى خود را انجام دهند. بخشى از پيام معظم له در زير مى آيد:

((قواى سه گانه و همه دستگاه ها، بايد در سال جديد با آغاز كردن نهضت خدمت به مردم و پى گيرى جدى مبارزه با ((بيكارى و فساد مالى ))، كارآمدى نظام را به طور ملموس و عينى به مردم نشان دهند، به گونه اى كه شيرينى آن در كام مردم بنشيند.

در اين نهضت (خدمت رسانى به مردم )، بايد كارهاى عميق ، ماندگار و زود بازده كه آثار آن بيشتر متوجه قشرهاى مستضعف و محروم مى شود، مورد توجه كامل قرار گيرد.

آن رقابتى كه در ميان مردم مقبوليت و مشروعيت دارد، رقابت براى خدمت به مردم است و رقابت هاى سياسى همراه با جنجال و دعوا و براى كسب قدرت ، پذيرفتنى نيست و ارزشى ندارد.))

ما نيز در جهت اطاعت امر ولى فقيه زمانه و رهبر فرزانه انقلاب و جهت آشنايى جامعه فرهنگى كشور عزيزمان ، ضمن جستارى در فرهنگ غنى احاديث رسيده از معصومين (ع ) چهل حديث از گلهاى بوستان معصومين را كه در اين باب وارد شده است ، با رعايت كارآمدى آن براى جامعه امروزى گلچين كرديم و ضمن ترجمه به شما عزيزان تقديم مى نماييم . اميد است اين تلاش ناچيز موجبات رضايت حضرت حق قرار گيرد و كمكى در جهت اجراى اين امر خير گردد، چرا كه به فرموده رسول اكرم (ص ): الدال على الخير كفاعله /12

  خدمت به مردم

1. قال على عليه السلام : خيرالناس من تحمل مئونه الناس /13

بهترين مردم كسى است كه بار مردم را به دوش كشد.

  نتيجه خدمت

2. قال رسول الله صلى الله عليه واله : من قضى حاجه لاخيه كنت واقفا" عند ميزانه فان رجح و الا شفعت له /14

هر كه حاجت برادر مؤ منش را روا كند روز قيامت كنار ترازوى اعمالش مى ايستم ، اگر موفق نشود من از او شفاعت خواهم كرد.

  سودرسانى به مردم

3. قال على عليه السلام : خيرالناس من نفع الناس /15

بهترين مردم كسى است كه به مردم سود رساند.

  اصلاح مردم

4. عن حبيب الاحول سمعت ابا عبدالله عليه السلام يقول صدقه يحبها الله اصلاح بين الناس اذا تفاسدوا و تقارب بينهم اذا تباعدوا/16

امام صادق عليه السلام فرمودند: صدقه اى كه موجب رضايت خداوند است اصلاح مردم از گمراهى و فساد است و آشتى دادن آن ها هنگام قهر و دورى .

  بهترين عمل

5. قال على عليه السلام ما عمل رجل عملا بعدا اقامه الفرائض خيرا" من اصلاح بين الناس ‍ يقول خيرا" او يتمنى خيرا"/17

مردم پس از عمل به واجبات ، كارى بهتر از اصلاح بين مردم با گفتار نيك و هدف خير نمى توانند انجام دهند.

  احسان به مردم

 6. قال رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم : خيركم من اطعم الطعام و افشى السلام و صلى و الناس نيام /18

بهترين شما كسى است كه اطعام كند و سلام را رواج دهد و در حالى كه مردم خوابند، نماز گزارد.

  كمك به مردم

7. و عن رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم انه قال : خيرالناس من نفع و وصل و اعان /19

بهترين مردم كسى است كه به مردم نفع رسانده ، آنان را به هم نزديك نمايد و به ايشان كمك كند.

  دادرسان حق

8. عن النبى صلى الله عليه و اله و سلم انه قال : خيرالناس القضاه بالحق /20

دادرسان حق ، بهترين مردم هستند.

  اصلاح امور مردم

9. قال على عليه السلام : من كمال السعاده السعى فى صلاح الجمهور/21

از والاترين خوشبختى ها اصلاح امورات مردم است .

  آشتى بين مردم

10. عن ابى عبدالله عليه السلام قال : لان اصلح بين اثنين احب الى من ان اتصدق بدينارين /22

امام صادق عليه السلام : اگر بين دو نفر اصلاح كنم برايم شيرين تر از آنست كه دو دينار صدقه دهم .

  حل اختلاف

11. قال ابو عبدالله عليه السلام : اذا رايت بين اثنين من شيعتنا منازعه فافتدها من مالى /23

امام صادق عليه السلام : هنگامى كه بين دو شيعه اختلافى ديدى با پول من آن ها را آشتى بده .

  تكريم بزرگان

12. قال النبى صلى الله عليه و اله و سلم : اذا اتاكم كريم قوم فاكرموه /24

هنگامى كه با بزرگان رو به رو شديد، احترامشان كنيد.

  زكات پا

13. قال الصادق عليه السلام : و زكاه الرجل السعى فى حقوق الله تعالى من زياره الصالحين و مجالس الذكر و اصلاح الناس و صله الرحم والجهاد و ما فيه صلاح قلبك و سلامه دينك /25

زكات پا عبارتست از تلاش در بجاآوردن حقوق الله كه عبارتند از ديدار خوبان و شركت در مجالس ياد خدا، و اصلاح امورات مردم و صله رحم و مبارزه در راه خدا و تلاش در تمامى امورات دينى كه سلامت قلب را به دنبال دارد.

  بهترين انسان

14. قال رسول الله صلى الله عليه واله وسلم : خيرالناس من انتفع به الناس /26

بهترين مردم كسى است كه ديگران از او بهره مند شوند.

  شرورترين انسان

15. قال رسول الله صلى الله عليه واله وسلم : شرالناس من تاذى به الناس و شر من ذلك من اكرمه الناس اتقا شره و شر من ذلك من باع دينه بدنيا غيره /27

بدترين مردم كسى است كه مردم از او آزار ببينند و از او بدتر كسى است كه مردم از شرش ‍ به وى اكرام كنند و از او هم بدتر كسى است كه دينش را به دنياى فرد ديگرى بفروشد.

  دوستان خدا

16. عن سيف بن عميره قال حدثنى من سمع اباعبدالله عليه السلام يقول سئل رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم من احب الناس الى الله قال انفع الناس للناس /28

از پيامبرگرامى اسلام صلى الله عليه و آله و سلم سوال شد: چه كسى از همه مردم نزد خداوند محبوب تر است فرمودند: سودمندترين مردم براى ديگران .

  ارزش خدمت

17. و قال (ع ) و قد سئل اى الناس احب اليكم قال : انفع الناس للناس ، قيل فاى الاعمال افضل قال : ادخالك السرور على المومن ، قيل و ماسرور المومن قال : اشباع جوعته و تنفيس كربته و قضا دينه و من مشى مع اخيه فى حاجه كان كصيام شهر و اعتكافه و من مشى مع مظلوم يعينه ثبت الله قدميه يوم تزل الاقدام /29

از حضرت على (ع ) پرسيده شد: چه كسى نزد شما محبوب تر است فرمودند: سودمندترين مردم براى ديگران . پرسيده شد: كدام يك از اعمال بهتر است فرمودند: خوشحال كردن مومن . پرسيده شد: خوشحال كردن مومن چگونه بايد باشد فرمودند: سيراب كردن او و رفع حاجتش و اداى قرض هايش ، هر كس در جهت رفع حاجت برادر مومنش قدمى بردارد، گويا يك ماه روزه گرفته و معتكف بوده است و هر كس در جهت يارى مظلومى قدم بردارد، خداوند قدمهايش را در روزى كه قدم ها لرزانند استوار مى گرداند.

  جايگاه مومن

18. قال رسول الله (ص ): سباب المومن فسوق ، قتال المومن كفر، اكل لحمه من معصيه الله عزوجل ، حرمه ماله كحرمه دمه ./30

شتم مومن ، انسان را فاسق مى كند. جنگ با مومن در حد كفر است . غيبت مومن از گناهان است و حرمت مال او مانند حرمت خونش است .

  ارزش خدمت

19. قال رسول الله (ص ): سيد القوم خادمهم /31

بزرگان ، خدمتگزاران مردم هستند.

  آيينه هم ديگر

20. قال رسول الله (ص ): المسلم مرآه لاخيه ./32

هر مسلمان آينه برادر مسلمانش مى باشد.

  مساوات بين مردم

21. قال رسول الله (ص ): الناس كاسنان المشط سوا/33

مردم مانند دانه هاى شانه ، يكسان هستند.

  خيانت به مردم

22. قال رسول الله (ص ): اعجل الشر عقوبه البغى ./34

شرى كه سزايش به سرعت فرا مى رسد، خيانت است .

  احسان به مردم

23. قال رسول الله (ص ): اسرع الخير ثوابا البر./35

خيرى كه پاداشش به سرعت فرا مى رسد، نيكوكارى است .

  ترحم به مردم

24. قال رسول الله (ص ): ارحم من فى الارض يرحمك من فى السما/36

به مردم رحم كن تا خداوند به تو رحم كند.

  نتيجه ترحم نكردن

25. قال رسول الله (ص ): من لايرحم لا يرحم /37

كسى كه (به ديگران ) رحم نكند، به او رحم نمى شود.

  بزرگى انسان ها

26. قال رسول الله (ص ): الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه ./38

وجود مردم مانند معادن طلا و نقره است .

  تسخير قلب انسان ها

27. قال رسول الله (ص ): جبلت القلوب على حب من احسن اليها و بغض من اسا اليها/39

خدمت به مردم باعث تسخير قلب آنان مى باشد و بدرفتارى با مردم باعث جلب بغض و تنفر آن هاست .

  اهميت رفع نياز مردم

28. قال رسول الله (ص ): من قضى لاخيه المومن حاجه كان كمن خدم الله عمره /40

كسى كه حاجتى از برادر مومنش را روا كند، مانند كسى است كه در تمام عمرش به خداوند خدمت كرده است .

  حل مشكل مردم

29. قال الصادق (ع ): من فرج عن مومن كربه فرج الله عنه كربته و من ستر على مومن ستر الله على عورته ولايزال الله فى عونه مادام فى عون اخيه /41

هر كه مشكلى از مومنى حل كند، خداوند مشكلش را حل مى كند، و هر كه (عيب ) مومنى را بپوشاند، خداوند آبرويش را حفظ مى كند و مادامى كه در حال كمك كردن به ديگران است ، به او كمك مى كند.

  رفع منع از راه مسلمانان

30. قال رسول الله (ص ): من اماط عن طريق المسلمين مايوذيهم كتب الله له اجر قراه اربعمائه آيه كل حرف منها بعشر حسنات /42

هر كسى موانع جاده هاى مسلمانان را رفع كند، خداوند برايش ثواب تلاوت چهار صد آيه و براى هر حرف آن ده ثواب مى نويسد.

  خادمان آگاه

31. قال على (ع ): من تفضل خدم ./43

هر كه بزرگوار باشد، (به ديگران ) خدمت مى كند.

  خادمان خدا

32. قال رسول الله (ص ): من سعى فى حاجه اخيه المومن الله عز و جل فيها رضا و له فيها صلاح فكانما خدم الله عز و جل الف سنه لم يقع فى معصيته طرفه عين /44

هر كه براى رفع حاجت برادر مومنش كه به صلاح اوست و موجب رضايت خداوند است تلاش كند، مانند كسى است كه خداوند عزوجل را هزار سال پرستيده است و لحظه اى مرتكب گناه نشده است .

  تعليم به يكديگر

33. عن جميل عن ابى عبدالله (ع ) قال : سمعته يقول المومنون خدم بعضهم لبعض فقلت و كيف يكون خدم بعضهم لبعض فقال تفقيههم بعضهم لبعض ./45

جميل از امام صادق (ع ) روايت مى كند كه امام فرمودند: مومنان خدمتگزار يكديگر هستند.

پرسيدم : چگونه مى توانند خادم يكديگر باشند فرمودند: همديگر را تعليم مى دهند.

  ارزش خدمت گزاران

34. عن ابى المعتمر قال سمعت اميرالمومنين (ع ) يقول قال رسول الله (ص ) ايما مسلم خدم قوما من المسلمين الا اعطاه الله مثل عددهم خداما فى الجنه /46

هر مسلمانى به گروهى از مسلمانان خدمت كند، خداوند به تعداد آنان در بهشت به او خادم عطا مى كند.

  صفت مومنان

35. عن جميل عن ابى عبدالله (ع ) قال سمعته يقول المومنون خدم بعضهم لبعض قلت و كيف يكونون خدما بعضهم لبعض فقال يفيد بعضهم بعضا الحديث /47

از امام صادق (ع ) شنيدم كه مى فرمود: مومنان خدمتگزار يكديگر هستند. پرسيدم : چگونه مى توانند خادم يكديگر باشند فرمودند: احاديث ما را براى هم نقل مى كنند.

  مزد دلسوزان

36. قال رسول الله (ص ): ما فى امتى عبد الطف اخاله فى الله بشى من لطف الا اخدمه الله من خدم الجنه ./48

هر كس از امت من به برادر (مومنش ) در راه خدا لطفى كند (هر لطفى كه باشد) خداوند از خادمان بهشتى به او عطا مى كند.

  بهترين صدقه

37. قال الكاظم (ع ): عونك للضعيف من افضل الصدقه /49

كمك كردنت به ناتوان ، از بهترين صدقه هاست .

  حق برادر مومن

38. قال الكاظم (ع ): ان من اوجب حق اخيك ان لاتكتمه شيئا ينفعه لامر دنياه و لامر آخرته /50

همانا واجب ترين حق برادرت بر تو آن است كه چيزى را كه سبب نفع دنيا و آخرت اوست ، از وى پنهان نكنى .

  نتيجه منع خير از مومن

39. قال رسول الله (ص ): ايما مومن منع مومنا شيئا مما يحتاج اليه و هو يقدر عليه من عنده او من عند غيره اقامه الله يوم القيامه مسودا و جهه مزرقه عيناه مغلوله يداه الى عنقه فيقال هذا الخائن الذى خان الله و رسوله ثم يومر به الى النار./51

هر مومنى نياز مومن ديگرى را در صورت قدرت داشتن چه قدرت شخصى داشته باشد و چه قدرت داشته باشد از ديگران بگيرد بر طرف نكند، خداوند روز قيامت او را در حالى محشور مى كند كه صورتش سياه است و چشمانش سرخ و دست هايش به گردنش آويخته شده است و گفته مى شود اين خائنى است كه به خداوند و پيامبرش خيانت كرده است و دستور داده مى شود كه او را جهنم ببرند.

  ثواب چاه كندن براى مسلمانان

40. قال رسول الله (ص ): من حفر بئرا او حوضافى صحرا صلت عليه ملائكه السما و كان له بكل من شرب منه من انسان او طير او بهيمه الف حسنه متقبله و الف رقبه من ولد اسماعيل و الف بدنه و كان حقا على الله ان يسكنه حظيره القدس ./52

هر كس چاهى يا حوض آبى در صحرا حفر كند، ملائك آسمان بر او درود مى فرستند و به ازاى هر انسان ، هر پرنده و هر حيوانى كه از آن بنوشد، ثواب هزار حسنه ى مقبول ، آزاد كردن هزار بنده از تبار اسماعيل و هزار قربانى برايش نوشته مى شود و خداوند او را در بهشت برين جاى خواهد داد.

 

+ نوشته شده توسط علی ابراهیمی میمند در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 و ساعت 14:15 |
مصادیق خدمت‌گزاری : 
خدمت در اصطلاح قرآن و حدیث معنای عام و گسترده‌ای دارد و همه‌ی امور خیریه، کارهای نیک فرهنگی و معنوی و اقتصادی را شامل می‌شود

 در روایات نیز مصادیق خدمت‌ خدمت‌گزاری بشرح ذیل آمده است:
1). اهتمام به امور مسلمین. (من اصبح و لا یهتم بامور المسلمین فلیس منهم 

 2.  برآوردن حاجت شخص مؤمن. (من قضی لاخیه المؤمن حاجه کان کمن عبدالله دهرا 

 اطعام به دیگران. (خیرکم من اطعم الطعام و افشی السلام و صلی والناس نیام 

 ابوالمندکر افسار شتر پیامبر(ص) را گرفت و عرض کرد یا رسول‌الله کدام اعمال برتر است؟ پیامبر(ص) فرمود: بهترین شما کسی است که دیگران را اطعام کند و سلام را روشن ادا نماید و کلام پاکیزه بگوید. 

 3.  کمک به مظلوم. (اذا رأیت مظلوا فاعنه علی الظالم
4 . برخورد خوب با برادر مؤمن (تبسم الرجل فی وجه اخیه المؤمن حسنه
5.  برطرف کردن ناراحتی مؤمن. (من فرج عن مؤمن، فرج الله عن قلبه یوم القیامه
6 . استقرار عدالت. (من عدل فی‌البلاد نشر الله علیه الرحمه
7 . اصلاح و سازش میان مردم. (طوبی للمصلحین بین الناس اولئک هم المقربون یوم القیامه
 8.  ادای قرض و رفع گرفتاری مؤمن (احب الاعمال الی الله من اطعم من جوع اودفع عنه مغرما او کشف عنه کربا  
9 . خدمت کردن به خانواده (خدمتک زوجتک صدقه 

 10.  کشته شدن در راه خدا (فوق کل ذی بر بر حتی یقتل الرجال فی سبیل‌الله، فلیس فوقه بر  
11.  و خدمت در روایات معنای عام و وسیعی دارد و همه‌ی خوبی‌ها را در برمی‌گیرد.
. بنابراین، در مفهوم‌شناسی خدمت می‌توانیم جمله‌ی راغب اصفهانی لغت شناس پرآوازه‌ی قرآن کریم را تکرار کنیم؛ که در مصداق معروف فرمود: هر عملی که عقل و دین آن را تأیید کند معروف است . پس خدمت را می‌توان عملی دانست که برای آن مبنایی در عقل و دین یافت شود. همین معنا مورد توجه رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی است که کارگزاران نظام باید در انجام آن بپا خیزند و از هم سبقت بگیرند که کوتاهی از آن جرم و بازخواست الهی را به دنبال می‌آورد. 

+ نوشته شده توسط علی ابراهیمی میمند در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 و ساعت 14:4 |

همه ما خدمت گزار مردم هستيم و مملکت ما احتياج به خدمت گزار دارد ؛ احتياج دارد که اشخاص فهيم ، اشخاص فعال در اين کشور خدمت بکنند . خدا را در همه امور ، شما حاضر بدانيد ، ما از اينجا خواهيم رفت ، هيچ شکي نيست ، من زودتر و شما هم بعداً مي آييد ، اين مسئله اي نيست . بايد فکر اين را بکنيم که حالا که رفتيم ، آن جا از ما مي پرسند که شمايي که رييس جمهور بوديد براي مردم چه کرديد ؟ شمايي که وزير بوديد براي مردم چه کرديد ؟ شمايي که وکيل بوديد براي مردم چه کرديد ؟ ملت را مي پرسند که شما براي اسلام چه کرديد ؟ عمده اين است که ما آن جا آبرو داشته باشيم . کساني که واقعاً دلشان براي اسلام و کشورشان مي تپد ، متوجه اين باشند که پست ، ميزان نيست ، مقام ميزان نيست رئيس دولت يا رئيس مجلس بودن ميزان نيست ، اين مقامات تمام مي شود ؛ آني که هست خدمت است . آدم متعهد در هر جا باشد ، اگر ديد خدمتش خوب است آن جا ، بيشتر دل گرم است . يعني هدف اين باشد که خدمت بکند ، نه هدفش اين باشد که مقام داشته باشد . اگر همه وزارت خانه ها ، هر کسي که متصدي يک وزارتخانه است ، وزارت خانه خودش را بنا بر اين بگذارد که اصلاح کند به نفع مردم ، به طوري که مردم وقتي که در آن وزارت خانه وارد مي شوند با رضايت خاطر ، با اطمينان خاطر بيرون بيايند . اگر اين طور بشود ، بلا اشکال مردم حاضرند . مردم ، مردم خوبي هستند . ما از مردم تشکر بايد بکنيم ، ما همه مرهون آن ها هستيم . عمده اين است که ما هم بتوانيم خدمت متقابل بکنيم . بايد از مرحله لفظ و شعار بيرون برويم و به مرحله عمل برسيم ؛ يعني هر وزيري در وزارت خانه خودش واقعاً بين خودش و خدا ، خودش را موظف بداند به اين که آن پرسنل آن جا را ، هر کس در تحت نظر او هست ، آن ها را بسيج کند به اين که با مردم رفتار خوب بکنند و با مردم رفتار سالم داشته باشند . آن هايي که درصدد اين اند که براي کشور خدمت بکنند ، آن ها را دستشان را باز بگذاريد خدمت بکنند. من هم دعاگوي شما هستم و اميدوارم که موفق باشيد به اين که براي خدا خدمت کنيد ، براي اسلام خدمت کنيد ، براي پيشبرد مقاصد اسلام و کشور خودتان خدمت بکنيد

+ نوشته شده توسط علی ابراهیمی میمند در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 و ساعت 13:52 |