در این جا، به طور خلاصه به بخشی از خدمات اجتماعی وخدمترسانی به مردم، که درزندگی پربرکت امام امیرالمؤمنین علیهالسلام مشاهده شده است، اشاره میشود
انفاق، احسان و نیکوکاری
امام امیرالمؤمنین علیهالسلام پیوسته از فقیران و یتیمان دستگیری میکردند. روح انفاقگری آن حضرت، چه در زمان محرومیت از خلافت و چه در دوران بازگشت به خلافت، لحظهای آرام نگرفت. آن بزرگوار دفاع از مستمندان و کمک به بینوایان را به جایی رسانده بودند که به پرداخت حقوق بیچارگان از بیتالمال قناعت نمیکردند، بلکه از مخارج شبانهروزی خود کم میگذاشتند و در راه خدا انفاق میکردند؛ حاصل دسترنج خود را به ستمدیدگان میدادندو...
ابن ابیالحدید درباره آن حضرت مینویسد: «علی روزها روزه میگرفت و خوراک خود را به دیگران میداد و با دست خویش نخلستانهای بعضی از یهود را آبیاری میکرد. دستهایش در اثر آبکشی آبله میزد، اما درامد خود را به مستمندان میداد»
در شأن آن حضرت، همان بس که آیه ذیل درباره او نازل شد، آن هنگام که انگشتری خود را در نماز به سائل داد: «انّما ولیّکُمُ اللّهُ و رسولُه و الَّذینَ آمنوا الّذینَ یُقیمونَ الصَّلوةَ و یؤتونَ الزَّکوةَ و هُم راکعون» (مائده:55)؛ سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آوردهاند و نماز به پا میدارند و در حال رکوع، زکات (صدقه) میپردازند.
در اینباره ابوذر غفاری میگوید: «ای مردم، روزی از روزها با رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در مسجد نماز میخواندم، سائلی وارد شد و از مردم تقاضای کمک کرد، ولی هیچکس چیزی به او نداد. او دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! تو شاهد باش که من در مسجد رسول تو تقاضای کمک کردم، ولی کسی جواب مساعد به من نداد. در همین حال، علی علیهالسلام که در حال رکوع بود، با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد. سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون کرد. پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله که در حال نماز بود، این ماجرا را مشاهده کرد. هنگامی که از نماز فارغ شد، سر به سوی آسمان بلند کرد و چنین گفت: خداوندا! برادرم موسی از تو تقاضا کرد روح او را وسیع گردانی و کارها را بر او آسان سازی و گره از زبان او بگشایی تا مردم گفتارش را درک کنند؛ و نیز موسی درخواست کرد هارون را که برادرش بود وزیر یا یاورش قرار دهی و به وسیله او نیرویش را زیاد کنی و در کارهایش شریک سازی. خداوندا! من محمّد پیامبر و برگزیده توام، سینه مرا گشاده کن و کارها را بر من آسانساز. از خاندانم علی را وزیر من گردان تا به وسیله او پُشتم قوی و محکم گردد.» ابوذر میگوید: «هنوز دعای پیامبر صلیاللهعلیهوآله پایان نیافته بود که جبرئیل نازل شد و به پیامبر گفت: بخوان! پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: چه بخوانم؟ گفت: بخوان: «انّما ولیُّکُم اللّهُ و رسولُهُ و الّذین آمنوا الّذینَ یقیمونَ الصّلوة و یؤتون الزکوةَ و هم راکعون»
2 -درختکاری و کشاورزی
یکی از مشاغل امام علی علیهالسلام در عصر رسالت و پس از آن، کشاورزی و درختکاری بود که بسیاری از خدمات و انفاقهای خود را از این طریق انجام میداد و املاک زیادی را وقف میکرد. امام صادق علیهالسلام میفرماید: «کانَ امیرالمؤمنین یضرِبُ بالمِرِّ و یستخرجُ الارضین»امیرالمؤمنین بیل میزد و نعمتهای نهفته در دل زمینها را استخراج میکرد.
مردی میگوید: «در خدمت امام علی علیهالسلام یک وَسَق هسته خرما دیدیم. (هر وسق شصت صاع و هر صاع تقریبا سه کیلوگرم است. بنابراین، هر وسق قریب 180 کیلوگرم است.) گفتیم: منظور از گرداوری این همه هسته خرما چیست؟
آن حضرت فرمود: اینها یکصد هزار درخت خرماست، اگر خدا بخواهد. وی گوید: آن حضرت همه آنها را کاشت و تمام هستهها بدون استثنا روییدند و باغستانی از آنها ترتیب داد و همه را وقف کرد.
3 -آزادی بردگان
آزادسازی بردگان از مستحباتی است که در اسلام بر آن تأکید و بدان سفارش فراوانی شده است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «هرکس بنده مؤمنی آزاد کند، خداوند عزیز جبّار در برابر هر عضوی از آن بنده، عضوی از شخص آزادکننده را از آتش جهنم آزاد میسازد.».
امام امیرالمؤمنین علیهالسلام در این موضوع از پیشگامترین افراد بوده و از حاصل دسترنج خود ـ و نه از بیتالمال ـ هزار بنده خرید و در راه خدا آزاد ساخت. امام صادق علیهالسلام در اینباره میفرماید: «انّه اعتَقَ الفَ مملوکٍ مِن کَدِّ یدِهِ»همانا علی علیهالسلام هزار بنده از دسترنج خود آزاد ساخت.
4 -احداث قنات
در منطقهای مانند عربستان، که دارای هوای گرم و سوزان و کم آب است، اهمیت ایجاد قنات و تأمین آب آشامیدنی و کشاورزی اهمیت بسیار دارد. سرزمینهایی که بدون جنگ و خونریزی در اختیار مسلمانان قرار میگیرند، بخشی از انفال هستند که مربوط به مقام نبوّت میباشند. پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله باید از آنها به نفع اسلام و مسلمانان استفاده کند. این زمینها برای امور کشاورزی و حفر قنات به کار میروند.
امام صادق علیهالسلام میفرماید: «پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله زمینی را در اختیار علی علیهالسلام گذاشت. امام در آنجا چشمهای استخراج کرد که آب از آن مانند گردن شتر، فوّاره میزد. امام علیهالسلام نام آنجا را «ینبُع» گذاشت.
فوران آب مایه امید اهالی شد. یک نفر از اهالی مژده فوران آب را به امام علی علیهالسلام داد. امام فرمود: «به وارثان مژده دهید که این آب وقف زائران خانه خدا و رهگذرانی است که از اینجا عبور میکنند و کسی حق فروش آن را ندارد و نیز هیچکس را در آن حق ارث و بخشش نیست و هرکس آن را بفروشد، یا به کسی ببخشد، لعنت خداوند و ملائکه و مردم، همه بر او باد»
این مکان هماکنون به نام «بئر علی» در راه مدینه به مکّه، در منطقه «جعرانه» معروف است.
-5 -ساخت مساجد
امیرالمؤمنین علیهالسلام مساجدی بنا کرد، که برخی از آنها عبارتند از: مسجدی در کنار مسجد الفتح در مدینه؛ مسجدی در کنار قبر حضرت حمزه علیهالسلام ، مسجدی در میقات، مسجدی در کوفه و مسجدی در بصره.
6 -موقوفات یا باقیات الصالحات
موقوفات و صورت وقفنامههای امیرالمؤمنین علیهالسلام در کتابهای حدیث و تاریخ به تفصیل آمدهاند.(21) در اهمیت این موقوفات کافی است بدانیم که طبق نقل مورّخان، درآمد سالیانه آنها چهل هزار دینار بوده که همه آنها به نفع بینوایان و نیازمندان مصرف میشد. با وجود این درآمد سرشار، گاهی امام علی علیهالسلام مجبور میشدند برای هزینه زندگی خویش، شمشیر خود را بفروشند.
امام علیهالسلام در محلّه «بنی زریق» واقع در مدینه، خانهای بنا و آن را وقف خالههای خود کردند و در ضمن، شرط کردند اگر نسل آنان منقرض شود، این خانه در اختیار مسلمانان بیبضاعت قرار گیرد. ترجمه وقفنامه حضرت چنین است: «بسماللّه الرحمن الرحیم. این خانه را علی بنابیطالب در حالی که زنده و سالم است، وقف کرده. خانهای که در محله بنیزریق واقع شده است، وقف باشد؛ فروخته نشود، بخشش نگردد، تا خداوندی که آسمانها و زمین را به ارث میبرد، آن را به ارث ببرد. [کنایه از وقف تا روز قیامت] در این خانه وقفی، خالههای علی و بازماندگان علی زندگی خواهند کرد. وقتی نسل آنها منقرض شد، این خانه در اختیار مسلمانان بیبضاعت قرار میگیرد»
در عصر گذشته و عصر کنونی، مسأله «وقف» ارزش و اهمیت خود را از دست نداده است و از این رهگذر، میتوان طبق مقتضیات روز، در پیشرفت تعلیم و تربیت مسلمانان و تأمین نیازمندیهای مادی و معنوی و رفع بسیاری از گرفتاریها و سختیها از آن استفاده کرد. از آنرو که اصل مال وقفی، همیشه یا مدتی طولانی ثابت باقی میماند، امیرالمؤمنین علیهالسلام با وقف اموال خود، در راه تأمین نیازمندیهای جامعه مسلمانان میکوشید.
امیرالمؤمنین علیهالسلام پس از رحلت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در عصر خلفا، که ایشان را از مقام رهبری کنار زدند، بیشتر به امور کشاورزی اشتغال داشتند. آن حضرت با زحمات و تلاشهای خود، چندین باغ و چندین چشمه و مزرعه احداث و نوسازی کردند و از دسترنج خود هزار بنده خریدند و آزاد ساختند.
امام علی علیهالسلام نگهداری و سرپرستی دو چشمه و باغ را به «ابونیزر»، فرزند نجاشی، شاه حبشه سپردند. نام یکی از آنها «باغ ابونیزر» و نام دیگری «باغ بُغیبُغَه» بود.
ابونیزر میگوید: «من در باغ بودم، امام علی علیهالسلام وارد باغ شد و فرمود: آیا غذا نزد تو هست؟ عرض کردم: با کدویی که از این باغ به دست آمده است و روغن، غذایی آماده ساختهام. فرمود: آن غذا را بیاور، بخوریم. من برای آماده ساختن غذا برخاستم، آن حضرت نیز برخاست و کنار آب چشمه رفت و دست خود را شست. سپس متوجه شد که دستش به خوبی شسته نشده است. به کنار نهر آب بازگشت و با آب و ماسه تمیز، دست خود را کاملاً تمیز شست. سپس با دو کف دست از آب آن آشامید و به من فرمود: کف دستها تمیزترین ظرفهاست.
سپس آن حضرت کلنگ را به دست گرفت و داخل چاه چشمه شد و به لایروبی قنات پرداخت. در حالی که عرق از پیشانیاش میریخت، از چاه بیرون آمد و بار دیگر به داخل چاه رفت و همچنان به لایروبی چاه پرداخت. هنگام گلنگ زدن به زمین چاه، صدای همهمه آن حضرت به بیرون چاه میرسید. آن قنات را به گونهای پاکسازی کرد که به اندازه گردن شتر آب آن زیاد شد. سپس با شتاب از چاه بیرون آمد و فرمود: خدا را گواه میگیرم که این چشمه و باغ را وقف کردم! آنگاه به من فرمود: دوات و کاغذ بیاور. من با شتاب رفتم و قلم و دوات و کاغذ تهیه کردم و به حضور آن حضرت آوردم. آن حضرت وقف نامه را چنین نوشت: بسمالله الرحمن الرحیم. این دو باغ را بنده خدا، علی امیرمؤمنان، وقف کرد. نام این دو باغ، "ابونیزر" و "بُغیبُغه" است، تا محصول آن وقف فقرای مردم مدینه و مسافران درمانده شود، تا با وقف این دو باغ، علی چهرهاش را از گرمای آتش دوزخ و قیامت حفظ کند. این دو باغ فروخته نشوند و به کسی بخشیده نشوند تا خداوند، که خیرالوارثین است، آن را به ارث ببرد [یعنی تا قیامت وقف باشد]، مگر آنکه حسن و حسین به این دو باغ نیازمند گردند. این دو باغ برای حسن و حسین، نه برای دیگران طلق و آزاد باشد».
نقل شده است: امام حسین علیهالسلام مقروض شد. معاویه دویست هزار دینار برای امام حسین علیهالسلام فرستاد که چشمه ابونیزر را به دویست هزار دینار بفروشد. امام حسین علیهالسلام قبول نکردند و فرمودند: «پدرم این دو چشمه و باغ را وقف کرده است تا صورتش در قیامت از حرارت آتش دوزخ محفوظ بماند. بنابراین، آن را به هیچ قیمتی نمیفروشم».
7-وقف چاه در منطقه سَمُره
نیز از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمود: «رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به همراه گروهی از سربازانش [از محل خود] خارج شدند. گروهی از دشمن در نزدیکی یَنبع با حضرت برخورد کردند ـ هوا به شدت گرم بود ـ تا اینکه به منطقه "سمره" رسیدند. پس از آن، جنگ در گرفت و پیروزی نصیب پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و سربازانش شد و زمینهایی به عنوان غنیمت به مسلمانان رسید. در تقسیمبندی زمینهای غنیمتی از سوی پیامبر صلیاللهعلیهوآله ، مکان سَمُره نصیب علی علیهالسلام شد....
امام امیرالمؤمنین علیهالسلام به دو غلام خود دستور حفر چاه داد. چاه حفر شد و آب از آن فوران کرد.
پس حضرت آن را وقف کرد ...
پینوشتها
1ـ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 39، ص 84.
2ـ محمدعلی کریمینیا، تربیت اجتماعی، ص 166.
3ـ تربیت اجتماعی، ص 165.
4ـ بحارالانوار، ج 93، ص 383.
5ـ محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 192.
6ـ «سُئِلَ رسولُ اللّهِ: من اَحبُّ الناسِ الی اللّه؟ قال صلیاللهعلیهوآله : اَنفَعُ الناس للنّاس.» (اصولکافی، باب«الاهتمام بامور المسلمین»، ح 7)
7ـ قال رسولالله صلیاللهعلیهوآله : «مِن افضَلِ الاعمالِ عنداللهِ ابراد الکباد الحارة، و اشباعُ الکباد الجائعة، والّذی نفسُ محمّدٍ بیدهِ، لا یؤمنُ بی عبدٌ یبیتُ شبعان و اخوه (او قال جاره) المسلم جائعٌ.» (شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج 1، ماده «جوع».
8ـ ابواب «احکام العشرة»: قال الصادق علیهالسلام : «ثلاثُ من اتی بواحدةٍ منهنَّ اوجبَ اللّهُ له الجنة: الانفاقُ بالاقتارِ و البُشر بجمیع العالم، و الانصاف من نفسه.» (شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج 6، ص 107.)
9ـ قال الصادق علیهالسلام : «... الخلقُ عیالی فَاَحَبَّهم الیَّ الطفهم بهم واسعاهم فی حوائجهم.» (اصول کافی، ج 2، باب «السعی فی حاجة المؤمن»، حدیث 10)
10ـ همان، ج 2، باب ادخال السّرور، حدیث 4.
11ـ مالک محمودی و ابراهیم بهادری، زیرنظر آیةالله جعفر سبحانی، تأمین اجتماعی در اسلام، تهران، مسجد الغدیر، 1365، ص 8 ـ 9.
12ـ وسائل الشیعه، ج11، ابواب «جهاد العدو»، باب 11، حدیث 19.
13ـ به نقل از مصطفی زمانی، اسلام و خدمات اجتماعی، پیام اسلام، 1348، ص 189.
14ـ ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج 4، ص 422.
15ـ بحارالانوار، ج 41، ص 37.
16ـ همان، ج 41، ص 34.
17و18ـ محمدبن یعقوب کلینی، روضه کافی، ج 2، ص 181.
19ـ وسائل الشیعه، ج 13، ص 303، باب 6 از ابواب «الوقوف و الصدقات»، حدیث 2.
20ـ سیدابراهیمحسینیسعیدی، علی آینه حقنما، ج 2، ص 191.
21ـ در مورد موقوفات و وقفنامههای امیرالمؤمنین علیهالسلام ، ر.ک: وسائلالشیعه، ج 13، ص 293 ـ 323 / نهجالبلاغه، نامه 24.
22ـ و قال فیه: «انّه علیهالسلام وقف امواله و کانت غلّته اربعین الف دینارا و باع سیفه.» (بحارالانوار، ج 41، ص 43.)
23ـ وسائلالشیعه، ج 13، ص 304، باب 6 از ابواب «الوقوف و الصدقات»، حدیث 6.
24ـ محمد محمدی اشتهاردی، داستان دوستان، ج 4، ص 123، به نقل از معجم البلدان، ج 4، ص 76.
25ـ محمد محمدی ریشهری، میزانالحکمه، ج 10، ص 614.
26ـ نهجالبلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، خطبه 27، صفحات 27، 28 و 457.
27ـ همان، نامه 53.
28ـ محمدمجتهد شبستری، مکتب اسلام، سال 8، ش 5، ص 49.
29ـ نهجالبلاغه، نامه 53.
30ـ نهجالبلاغه، حکمت 422.
31و32ـ همان، نامه 47.
33ـ همان، نامه 45.

